سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

144

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

به اين ترتيب كه مىگويند ژاندارم را خبر كرده‌اند كه اين سه ، بمب در بازار مىخواهند بيندازند . ژاندارم مىآيد جلوگيرى از اين سه نفر مىكند و مىگويد هرچه در زير عبا داريد بيرون بياوريد . بيرون مىآورند . مىبينند در [ 176 ] دستمال چيزى بسته‌اند . ژاندارم دست اسماعيل را مىگيرد و به آرامى دستمال را از دست اسماعيل مىگيرد و هرسه نفر بدون اينكه بمب بيندازند گرفتار مىشوند و به باغ شاه مىبرند . اين اسماعيل در انجمن مظفرى سرباز ملى و تفنگچى بوده و خيلى جوان رشيد بزن‌بهادرى است و اهل تبريز است . بعد از بر هم خوردن مجلس به سفارت انگليس رفته ، امان‌نامه گرفته بوده و حال در سفارت عثمانى جزو متحصنين متحصن بوده . بيرون مىآمده و . در مىرفته تا اينكه به اين اسم گرفتار مىاندازند [ شده است ] باغ شاه فورا طنابش و دو سه زخم هم به او مىزنند و در باغ آويزان و به دارش مىزنند . روز دوم صفر پايينش مىآورند و خاكش مىكنند . بنده مىگويم اين خر اگر بمب داشته چرا بايد بدون اقدامى بمب را تسليم كند و گرفتار شود . گويا بمب همراه نداشته . مىگويند اين بمبها را اهالى سفارت عثمانى داده‌اند كه در بازار بيندازند . اگر آورده بوده بيندازد چرا نينداختند . در صورتى كه مىدانسته است كه خواهند كشت او را . چونكه در روز جنگ مجلس سه چهار نفر قزاق را او زده بوده و در ضد او بوده‌اند . در هرحال كشتند و رفت . غلام سفارت انگليس وقتى رسيده بوده كه خفه شده بوده و كار از كار گذشته بوده . به محض اينكه در باغ برده بودند حرف سبك شنيده و جواب گفته راحتش كردند . و آن دو نفر هم رعيت خارجه هستند و هنوز نكشته‌اند . [ 177 ] روز سيم صفر يك نفر قاتل را در سبزه ميدان سر بريدند . ما كه افتاده‌ايم و ترسو ، حاجت تيغ بركشيدن و آدم كشتن نيست ! بازار و دكان به همان حالت بسته است .